X
تبلیغات
شیعه شناسی - جامعه شناسی چیست؟

شیعه شناسی

در زمینه شیعه‌شناسی و مسایل جهان اسلام - دکتر کامیار صداقت ثمرحسینی

جامعه شناسی چیست؟

جامعه شناسی چیست؟

 

نويسنده: كاميار صداقت ثمرحسيني

معادل واژه ي
Sociology « جامعه شناسي » و در عربي « علم الإجتماع » مي باشد. اگر چه گاه در زبان فارسي نيز از اصطلاح علم الاجتماع استفاده شده است. به نظر مي رسد كه اصطلاح علم الاجتماع، به جهت استفاده از واژه ي علم ( نوع خاصي از شناخت ) دقيق تر باشد. با توجه به آنكه هر شناختي شناخت علمي نيست، علم الاجتماع محدوده ي مشخص تري از فضاي مفهومي اين واژه را در بر دارد.

در ادبيات اجتماعي جهان اسلام از ريشه ي ( جمع ) مشتقات و مصطلحات بسياري ساخته شده است. از لحاظ زبان شناسي هر اندازه كه درباره ي موضوعي بيشتر انديشه شود، اصطلاحات علمي آن افزايش يافته و علاوه بر آن مفاهيم از عرصه ي كليات به جزئيات گسترش پيدا مي نمايد. به عنوان مثال به برخي از اصطلاحات علمي و فلسفي از ريشه ي ( جمع ) توجه نماييد:

إجتماع إنسانيّ = جمع + إنس / إجتماع بدويّ = جمع + بدو / إجتماع تغلّب = جمع + غلب / إجتماع حضريّ = جمع + حضر / إجتماع ضروريّ = جمع + ضرر / إجتماع طبيعيّ = جمع + طبع / إجتماع مدنيّ = جمع + مدن / إجتماعات = جمع / إجتماعات كاملة = جمع + كمل / إجتماعات ناقصة = جمع + نقص و ... [1]

البته در برخي از سنت هاي مطالعاتي در جهان اسلام از اصطلاح « عمران » از ريشه ي ( عمر ) براي طرح مسايل اجتماعي استفاده مي شده است. سنتي كه عمدتا به ابن خلدون، مقريزي و ابن ازرق منتسب بوده و در نظر برخي از متفكران غربي و نيز جهان اسلام ريشه هاي اوليه ي جامعه شناسي بدان باز مي گردد. ابن خلدون معتقد بود كه علم عمران علم مستقلي است. استقلال علوم در تفكر اسلامي به استقلال موضوع، مسايل و مبادي علم است. عمران علم مستقلي است زيرا موضوع مستقلي دارد و آن عمران بشري و اجتماع انساني است و مسايلي دارد و آن كليه ي عوارضي است كه بر اين موضوع وارد مي شود.[2]

معادل عمران را مي توان
Society و در برخي تعابير Civilization دانست. برخي از اصطلاحات هم خانواده ي آن عبارتند از: عمران البادية = عمر + بدو / عمران بدويّ = عمر + بدو / عمران حضريّ = عمر + حضر و ...

در اصطلاح تخصصي جامعه شناسي شناسايي علمي « جامعه » است. لذا پيش از هر كاري مي بايد جامعه و معرف هاي اصلي آنرا كه به مثابه ي مسايل اساسي علم جامعه شناسي مطرح مي باشند، مورد توجه قرار داد. اما پيش از تشريح مفهوم جامعه، به اجمال معرف هاي اساسي شناخت علمي را بيان مي نماييم.

شناسايي علمي عبارت است از:

1. شناختي نظام يافته باشد.

2. بر واقعيتي دلالت داشته باشد كه بي نياز از وجود و يا عدم وجود پژوهشگر است.

3. مبتني بر استدلال و ادله ي منطقي باشد

4. افاده ي يقين صد در صد نمايد

5. از طريق روش معتبر و متناسب با موضوع آن علم مورد بررسي قرار گيرد.

جامعه چيست؟

به جهت تعريف جامعه شناسي، لازم است تا ابتدا فضاي مفهومي واژه ي « جامعه » را روشن نماييم جامعه متشكل از افرادي است كه به جهت رفع نيازهاي خود { و اهداف و منافع مشترك } با يكديگر رابطه برقرار مي نمايند. امري كه مستلزم برقراري قواعد و سلسله مراتبي به منظور نظم بخشيدن به آن مي باشد. همچنان كه مشاهده مي شود، فضاي اصطلاحي واژه ي جامعه دربردارنده ي چند معرف اساسي است:

1. وجود روابط ميان انسان ها ،

2. نياز انسان ها به برقراي روابط بين خويش،

3. برقراري قواعد و سلسله مراتبي به جهت تنظيم اين روابط.[3]

ارتباط ميان انسان ها: [4]

تشكيل جامعه بدون وجود اعضايي براي آن و از آن مهم تر ارتباطي ميانشان ناممكن است. از دير باز دانسته شده بود كه انسان ها به گونه اي خلق شده اند كه نمي توانند به تنهايي زندگي نمايند. در اينجا تنها جمع شدن عده اي از افراد مطرح نيست. بلكه علاوه بر تشكيل اجتماع، انجام « تعاون » در حوزه هاي مختلفي مانند پوشاك، مواد غذايي و ... مورد نظر است. ابن مسكويه در اين مقصود گاه از اصطلاح « تضافر »[5] ( همكاري و پشت هم را گرفتن، يكپارچگي ) بهره گرفته است.

در منابع اصلي جهان اسلام بر ضرورت وجود « جماعة »[6] ( جمع ) بر پايه ي حق تاكيد شده است. حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در يكي از بيانات بلند و نوراني خود ، پس از مذمت افراط و تفريط كنندگان در حق آن حضرت مي فرمايند كه « فإن يد الله مع الجماعة و اياكم و الفرقة »[7] در اينجا جماعت در مقابل تفرقه و بر پايه ي شريعت اسلامي مي باشد. و از اين رو مي توان گفت كه : هر چه پيوندهاي جامعه بيشتر باشد، احتمال بقاي آن بيشتر است و هر چه پيوندهاي موجود در يك جامعه كمتر شود، احتمال فروپاشي آن بيشتر مي گردد.

توجه:

جامعه شناسي بر اساس يك تقسيم بندي سنتي به دو قسم تقسيم مي شود:

جامعه شناسي نظم،

جامعه شناسي تضاد.

معمولا مطالعات شاخه ي « جامعه شناسي نظم » بيش از آنكه به روابط از ديد علل شكل گيري آن توجه نمايند، سمت و سوي بحث خود را به وظايف انسان ها در قالب اين روابط باز مي گردانند. لذا بيشتر به دنبال يافتن پاسخ اين پرسش هستند كه انسان ها چه وظايفي را انجام داده و چگونه آنرا انجام دهند تا بهترين كاركرد را در قبال حفظ نظم اجتماعي داشته باشند؟ به عبارت ديگر به دنبال نگهداشت حفظ « تعادل » در روابط اجتماعي است. البته جامعه شناسي تضاد نيز با بررسي حوزه هاي گسست اجتماعي و با تاكيد بر علل شكل گيري روابط اجتماعي ، از زاويه ي ديگري به موجوديت جامعه مي انديشند.

نياز[8] :
« نياز » هسته ي مهم ديگري از مفهوم جامعه است. تقريبا همه ي متفكران جهان اسلام پذيرفته اند كه آغاز شكل گيري جامعه بر پايه ي « نياز » انسان ها مي باشد. به عنوان مثال فارابي ( 339 هـ / 950 م ) معتقد است كه هر انساني به صورت فطري نيازمند قرار گرفتن در اجتماع و تعاون با يكديگر به جهت رفع نيازهاي هم مي باشد. او شكل گيري جوامع انساني را بر اساس پاسخ دهي به نيازهاي انسان ها توسط يكديگر ارزيابي مي نمايد.[9] و ابن مسكويه نيز در « تهذيب الأخلاق » با بيان آنكه انسان « بالطبع » مدني ( = اجتماعي ) است، آدمي را ضرورتا نيازمند برپايي اجتماعي مي داند كه در آن مردمان بسياري وجود داشته باشند تا با رفع نيازهاي يكديگر انسانيت را به تمامي بنا نهند. [10] همچنين نويسندگان رسائل إخوان الصفا متوجه اين معنا شده بودند كه حكمت الهي و عنايت رباني ايجاب مي كند كه « صنائع » مختلفي مانند تدبير سياست، تجارت، و ... در جامعه شكل مي گيرد. در اين معنا مُثَل مردمان جامعه مثل برادراني از پدر واحدي و در منزلي واحد است كه با هم در امر معاش خود همكاري نموده و هر يك از زاويه اي بدان مي پردازند. علت ساخت اصطلاحات مختلفي چون الكيل، ( پيمانه ) الوزن، الثمن، الأجرة و ... ناشي از همين نياز به تعاون است حكمت آن اين است كه ايشان را به كوشش و كار و همكاري برانگيزاند تا هر انسان به حقوق ناشي از كار و فعاليتش برسد.[11]

بنابراين دانسته شد كه ايجاد روابط و همكاري ميان انسان ها بر پايه ي رفع نيازهاي شان مي باشد. اما اين نيازها كدامند؟ بر اساس يك تقسيم بندي پر سابقه و قابل تامل در جهان اسلام، اين نيازها به سه دسته ي « ضروري / حاجيّ / كمالي تقسيم مي شود. [12]

نياز ضروري
نيازهايي است كه در صورت تامين نشدن آنها زندگي انسان ها مختل مي گردد. امر ضروري عبارت از آن چيزي است كه در صورت فقدان آن منجر به اختلال در زندگي انسان ها مي گردد. اين اختلال مي تواند در امور زير واقع گردد: دين / جان / عقل / نسل / مال.

نياز حاجي
نيازهايي در سطحي فراتر از حداقل هاي زندگي انسان ها، اما نه به شيوه ي اسراف كارانه و خوشگذرانه مي باشد. « الحاجي » عبارت از چيزي است كه رافع سختي و مشقت از زندگي انسان ها بوده و با فقدان آن زندگي انسان ها دچار اختلال نمي گردد.

نيازهاي كمالي[13]
نيازهايي كه بر پايه ي مصرف به خاطر مصرف بيشتر صورت مي گيرد. امكان بي نيازي از آنها كاملا موجود است و شامل زندگي اي مملو از ناز و نعمت و خوشگذراني ( الترف و النعيم ) مي باشد.

بر اين اساس مي توان به سه دسته شكل گيري روابط اجتماعي اشاره داشت:

1. روابط اجتماعي مبتني بر نيازهاي ضروري انسان ها

2. روابط اجتماعي مبتني بر نيازهاي سطح متوسط

3. روابط اجتماعي مبتني بر نيازهاي تجملاتي

به عنوان مثال فلسفه ي وجودي بازار پاسخي به نيازهاي انسان هاي جامعه است. اما ضرورت وجود بازار دليل بر آن نمي شود كه هر آنچه در آن عرضه گردد مبتني بر نيازهاي واقعي انسان ها باشد. به عبارت ديگر آيا همواره نيازهاي احساس شده ي اعضاي جامعه ( مانند بسياري از موارد جراحي هاي غير ضروري به جهت « زيبا شدن » و « زيبايي بيشتر » در ايران ) همان نيازهاي واقعي ايشان خواهد بود؟ روند نادرست نيازآفريني در كشور مورد انتقاد بزرگان ديني كشور بوده است. چنانكه آيت الله العظمي مكارم شيرازي در درس خارج فقه خود مي فرمايند: «... نه تنها در برق، بلكه در بسياري از بخش‌ها جامعه ما گرفتار اسراف است. مصرف بالاي بنزين در ايران يك فاجعه است. بايد با برنامه‌ريزي مسؤولان و فرهنگ سازي مناسب توسط رسانه ها از اسراف جلوگيري شود. مي‌بايست براي مردم تبيين شود كه صرفه جويي، عشق و علاقه به استقلال كشور است و تا فرهنگ سازي نشود جريمه كار ساز نخواهد بود. وي اضافه كرد: كشور ما از هر نظر غني و ثروتمند است، افراد با استعدادي نيز در اختيار داريم ولي مشكل ما فرهنگ اسراف است. بد بودن اسراف را از دوران تحصيل در كتاب‌هاي درسي به نوجوانان و جوانان بياموزيم، رسانه‌هاي گروهي و مطبوعات هم بايد نقش خود را در اين زمينه ايفا كنند. » [14]

ابن خلدون متوجه شده بود كه هر چه انسان ها از روستا و باديه وارد شهرها مي شوند، دچار تغيير فرهنگ مي گردند. او با مقايسه ي درختان شهر و روستا نشان مي دهد كه نظام كاشت درخت در روستا به جهت « توليد » است، اما نظام كاشت درخت در شهر به جهت تزيين و زيباسازي است. همچنين با افزايش جمعيت شهري و رشد آباداني در آن متوجه تنوع ميوه ها و خوردني هايي گرديد كه روستاها فاقد چنين تنوعي بوده اند. [15]

بر همين اساس، دانشمند ديگري به نام ابن ازرق « صنائع [16]» را بر دو قسم تقسيم بندي مي نمود. [17]

1. صنائع ضروري:

كه خود بر دو قسم مي باشند: ا. در موضوع شريف اند: مانند مامايي، طب و نويسندگي ( كتابت ) 2. صنائع ضروري كه در موضوع شريف نيستند ماانند كشاورزي ، دوزندگي، تجارت، بافندگي، بنايي.

2. صنائع غير ضروري:

در اينجا معيار تقسيم بندي ابن ازرق بر اساس واژه ي ( التَرَف ) مي باشد. معمولا معادل اين واژه در انگليسي
Luxury در نظر گرفته مي شود. اما اين معادل، عمق مفهوم ترف را نمي رساند. زيرا مساله تنها به جنبه ي نمايشي و يا مصرف بيش از نياز يك چيز باز نمي گردد. وقتي گفته مي شود: « اَترفَتـْهُ النِّعـْمَةُ » به اين معناست كه ( گويي ) خود نعمت منجر به نافرماني و بيراه رفتن او گرديد. با دقت در اين آيات الهي تامل نموده ( و به تفاسير مختلف ) در اين زمينه مراجعه نماييد:

وَ إذآ أَرَدْنآ أن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا القَوْلُ فَدَمَّرْنـَها تَدْمِيراً ( الإسراء / 15 ) { و آنگاه كه ما اراده كنيم كه مجتمعي را هلاك سازيم، خوش گذرانان آنها را امر مي كنيم، پس وقتي آنها در آن جمع فاسق گشتند پس بر آنها عذاب ثابت شد پس آنها را درهم كوبيديم. } [18] إنَّهم كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُتْرَفِيْنَ
B 45 C وَ كَانُوا يُصِرُّونَ عَلَي الْحِنثِ الْعَظِيِم B 46 C ( الواقعة ) { عذاب آنها بدين سبب است كه از اين پيش ( در دنيا ) به ناز و نعمت پرداختند و بر گناه بزرگ لجاجت و اصرار داشتند. } [19]

ابن ازرق در تحليل صنائع غير ضروري در جامعه، آنها را بر دو دسته تقسيم مي نمايد.

الف ـ صنائعي كه تَرَف در آن كم است.

ب ـ صنائعي كه در اوج تَرَف مي باشند. نمونه هايي از اين نوع مشاغل آموزش طبل زني، آموزش رقص و آواز تا آموزش مرغان و حيوانات به جهت سرگرمي، بازي و يا شعبده بازي مي باشد.

نظريه ي نيازها:

يك متفكر رواشناس غربي به نام آبراهام ماسلو ، نظريه ي مشهوري را در زمينه ي نيازها ارائه داده است.[20] او نيازها را فطري مي دانست. اما نيازهاي جسمي را در محوريت و ارجحيت قرار مي داد. ماسلو نيز به مانند بسياري از متفكران اجتماعي پيش از خود بر « فطري » بودن نيازها تاكيد مي نمود. اما در ترسيم سلسله مراتب نيازها، اولويت را بر پايه ي نيازهاي زيستي و جسمي ترسيم مي نمود. نيازهاي زيستي ( مانند غذا، آب، اكسيژن، كاني ها و ويتامين ها ) مي باشند. كه در صورت اختلال در كسب آنها، زندگي انسان ها دچار مشكل يا منجر به مرگ انسان مي گردد. اما آيا همواره اولويت اصلي انسان ها در رفع نيازهاي زيستي شان قرار دارد؟ شواهد بسياري { از فداكاري انسان ها مانند ايثار شهداء و يا مادر نسبت به فرزند } موجود است كه اين اولويت را زير سئوال مي برد. با وجود انتقادات وارده به نظريه ي ماسلو، توجه و تمركز نظريه ي وي بر نيازها انسان به روابط اجتماعي و محبت در قالب گروه هاي مختلف اجتماعي نظير دوستان، خانواده، و ... نتايج مفيدي را در تفكر اجتماعي به همراه داشته است. در اين خصوص توجه به چند نكته لازم مي باشد:
1. انسان نياز انسان به برقراري رابطه با ديگر انسان ها در شبكه ي كلي تري از چهار نوع رابطه قرار مي گيرد: رابطه انسان با خداوند / رابطه انسان با خويشتن / رابطه انسان با انسان / رابطه انسان با طبيعت . جز در رابطه ي اول { كه انسان همواره عبد است و خداوند معبود }، بقيه ي روابط اعم از فردي، اجتماعي و يا طبيعي قابل تغيير و تحول اساسي مي باشند. { مثلا انسان مي تواند طبيعت را تسخير نمايد. }

2. نياز به روابط اجتماعي، يك نياز پايدار است.

3. معمولا نيازهاي جسمي اشباع پذيرند. اما نيازهاي معنوي و روحي اشباع ناپذيرند. گاه ممكن است با ارضاي نيازهاي انسان ( = خوشحالي ) احساس نيازمندي به آن بيشتر گردد.

از تنگي چشم فيل معلومم شد

آنانكه غني ترند، محتاج ترند.

4. ممكن است كه انسان ها به شكل فردي و يا جمعي در شناخت اولويت اصلي در نيازهاي خود دچار اشتباه گردند. لذا نيازمندي ذهن ايشان از نيازهاي واقعي شان فاصله مي گيرد.

5. مهم ترين موضوع مورد نظر برنامه ريزان و راهبردشناسان كشورهاي پيشرفته در عرصه ي جامعه شناسي در درجه ي اول جلوگيري از افزايش بي رويه ي « احساس نياز » به نسبت توليد در آن جوامع و از سويي ديگر ايجاد نيازمندي در ميان ديگر ملل جهان { به ويژه كشورهاي نفت خيز } مي باشد تا از طريق تشديد نيازمندي آنها اقتصاد و رفاه اجتماعي جوامع خود را تضمين نمايند.

6. نقش نظام اجتماعي و شرايط اجتماعي حاكم بر آن بر ساخت الگوي نيازمندي هاي مان تاثيرگذار است. اگر زماني در هنگام نگارش « قابوسنامه » نويسنده نيازمند نگارش بابي در تشريح نحوه ي خريد و فروش بردگان بود، آيا اكنون نيز چنين نيازي احساس مي شود؟ [21]

7. با توجه به آنچه بيان گرديد مي توان گفت كه گسترش كمي روابط و يا نيازها ملاك پيشرفت يك جامعه نمي باشد. زيرا هر چه الگوي نيازمندي ما در جامعه افزايش يابد، و تناسب ميان احتياجات انسان در نظر گرفته نشود، و هر چه جامعه به سوي نياز آفريني بيشتر سوق داده شود، جامعه از حالت طبيعي خود خارج مي شود.از اين رو يكي از اهداف اصلي جامعه شناسي دريافت علل شكل گيري نيازهاي واقعي و كاذب در جامعه و شناسايي نحوه ي گسترش آن و در نتيجه فروپاشي جامعه مي باشد. تا از اين طريق بتواند به درمان آن بپردازد.

برقراري قواعد و سلسله مراتبي به جهت تنظيم اين روابط.:

دانستيم كه ايجاد روابط ميان انسان ها بر پايه ي مجموعه اي از نيازهاي احساس شده ي ايشان مي باشد اما هر نياز احساس شده اي، نياز واقعي ما نخواهد بود. ضمن آنكه معيار نيازها از جامعه اي تا جامعه ي ديگر بسيار متفاوت خواهند بود. اما مساله تنها در نياز به اجتماع براي همكاري خلاصه نمي شود. حضرت علامه حسن زاده آملي در شرح نمط نهم اشارات و تنبيهات ابن سينا، اشاره دارند كه مراد حكما از اينكه انسان بالبع مدني است، مدني نه به معناي شهر متعارف كه مدني به معناي اجتماعي است. يعني انسان به تعبير ابن سينا احتياج به معاوضه و معارضه دارد. از سوي ديگر به جهت آنكه تزاحم و كشمكشي در اين بين ايجاد نگردد، مساله ي شرع و شارع ( قانون و قانونگذار ) پيش مي آيد. قانون خداوند در طبيعت اجرا مي گردد و هيچ تخلف و تزاحمي در آن ايجاد نمي گردد. بنابراين بهترين قانوني كه حكماي اسلامي براي اداره ي يك جامعه شناخته بودند، شريعت اسلام بود.[22] غزالي به درستي اشاره دارد كه هر اجتماعي نيازمند برقراري عدل و قانوني حاكم در روابط متقابل مي باشد تا از اين طريق جلوي درگيري، و نزاع و در نتيجه از ميان رفتن انسان ها گرفته شود. در اينجا بحث مهم وازع مطرح مي بشود كه خود بر دو قسم است. 1 ـ وازع ذاتي : متقاعد شدن فرد از درون و تسليم شدن : بر اثر تعليم و تربيت ديني و يا اخلاقي . 2 ـ وازع بيگانه ( اجنبي ): سلطه از بيرون بر فرد. از طريق غلبه / تنبيه و ... [23]

علم سياست از همينجا آغاز مي شود. يعني متوجه بررسي نوع خاصي از روابط ميان انسان ها ـ كساني كه حاكم اند و رعيت ـ در جهت تنظيم اموراتشان است.

هنجار
Norm به معناي معيار انجام مقايسه و قواعد اجتماعي مي باشد. در جامعه هر جزئي كه بخواهد در داخل يك شبكه قرار گيرد، بايد با آن شبكه جور باشد. قواعد فوق به صورت نامرئي نقش نگهداري روابط اجتماعي را ايفا مي نمايند. برخي از اين هنجارها مفيد و برخي ديگر منفي مي باشند. هر چه از هنجارهاي مفيد جامعه كاسته شود، و هنجارهاي ناپسند به جاي آن قرار گيرد، روابط اجتماعي دچار اختلال مي گردد.

البته هنجارها از طبقات « مهم » در جامعه قابل انتشار به ديگر طبقات مي باشد چنانكه غزالي در بحث مربوط به « طباع الرعية » مي گويد كه حكما گفته اند كه طبع رعيت متاثر و نتيجه ي طبع حاكمان شان است. مردم عامي دنباله رو چيزي مي شوند كه در جامعه ارزش تلقي مي گردد و به آن اقتدا مي نمايند. در تاريخ آمده كه « وليد بن عبدالملك » ( بني اميه ) به دنبال كاخ سازي و باغات بود، ايجاد خانه هاي مجلل و باغات در دوره اش رونق گرفت. و در زماني هم كه سليمان ابن عبدالملك غرق در پرخوري و عيش و نوش گرديده بود، فرهنگ رايج در زمانش چنان رواج يافت.

به عنوان آداب همسايگي توسط يك سري از ارزش ها و هنجارهاي اجتماعي به صورتي خودكار رعايت مي گردد. ارزش ها و هنجارهايي كه از ديرباز در متون اخلاقي ـ اجتماعي جهان اسلام ديده مي شود. مثال غزالي در بحث مربوط به آداب همسايگي اشاره دارد كه در برخورد با همسايگان نيازمند رعايت اموري چند مي باشيم. مانند

اول سلام نمودن،
عدم اطاله ي كلام در ديدار با او،
عدم درخواست بسيار از همسايگان،
عيادت در بيماري اش،
تسليت در عزايش،
تبريك در شادماني اش،
زيبا و لطيف سخن گفتن با كودكانش،
رعايت عفت و پاك چشمي به نواميس اش و ... .[24]
اگر به دقت به اين موارد توجه شود، در مي يابيم كه هر يك از آنها نوعي قانون و قاعده ي اجتماعي مي باشد. كه به جهت ايجاد فضاي بهتري در ارتباطات اجتماعي { متاثر از شريعت } مطرح شده است.
--------------------------------------------------------------------------------

[1] در اين زمينه ر.ك: سميح دغيم: 2000، موسوعة مصطلحات العلوم الإجتماعية و السياسية في الفكر العربي و الإسلامي، بيروت ( ط 1 ) ، مكتبة لبنان ناشرون، ( ذيل واژگان مذكور )

[2] ابن خلدون: 2000، مقدمة ابن خلدون، بيروت ( ط 1 )، دار الكتب العلمية، ص 29.

[3] به جهت مطالعه ي بيشتر ر.ك: فرامرز رفيع پور: 1378، آناتومي جامعه، مقدمه اي بر جامعه شناسي كاربردي، تهران ( چاپ اول ) شركت سهامي كتاب، ص 35. / از آثار ترجمه قديمي به زبان فارسي ر.ك : آنتوني گيدنز: 1374، جامعه شناسي، ( ترجمه ) منوچهر صبوري، تهران ( چاپ دوم ) ، نشر ني، ص 9.

[4]
Relationship

[5]
Coalition

ر.ك: احمد بن مسكويه: 1966، تهذيب الأخلاق، ( تحقيق ) قسطنطين زريق، بيروت، ص 27.

Group of People / Community [6]

[7] نهج البلاغه: 1368، ( ترجمه ) سيد جعفر شهيدي، تهران ( چاپ اول ) ، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، ص 125. { ذيل خطبه ي 127 تحت عنوان : و من كلام له عليه السلام للخوارج ايضا } آن حضرت عليه السلام در ادامه مي فرمايند كه « آن كه از جمع مسلمانان به يك سو شود، بهره ي شيطان است. چنانكه گوسفند چون از گله دور ماند، نصيب گرگ بيابان است. ( فإنَّ الشَّاذَّ مِنَ النَّاس لِلشَيْطَانِ كَمَا أن الشَّاذّ مِنَ الغَنَمِ لِلذِّئبِ. )

[8]
Need

[9] فارابي : 1973، كتاب آراء اهل المدينة الفاضلة، ( تقديم ) ألبير نصري، بيروت ( ط 3 ) دار المشرق، ص 117 ـ 118.

[10] ابن مسكوية : 1966، تهذيب الأخلاق، ص 14 ـ 15.

[11] محمد العربي الخطابي: 1998، موسوعة التراث الفكري العربي الاسلامي، ، بيروت ( ط 1 ) دار الغرب الإسلامي، صص 154 ـ 155. او به نقل از: رسائل أخوان الصفا و خلان الوفا: 1957، بيروت، دار صادر و دار بيروت، ج 1، صص 99 ـ 100.

[12] محمد عابد الجابري: 2001، فكر ابن خلدون العصبية و الدولة، بيروت ( ط 7 ) مركز دراسات الوحدة العربية، ص 294. وي تعريف ابن خلدون از اين واژگان را چنين مطرح نموده است: ابن خلدون اين اصطلاحات را از حوزه ي فقهي‌شان وارد در حوزه علم عمران ـ خاصه در شئون معاش جامعه ـ نموده است و بر اين اساس:

ـ الضروري: عبارت است از آنچه كه به جهت حفظ حيات ضروري و الزام‌آور است و به رفع نيازهاي انسان‌ها در پاين‌ترين سطح اكتفا مي‌شود و آن نحوه زندگي قبايل باديه‌نشين است. { ضروري وضعيت مورد نياز همه انسان‌هاي عالم بوده ولي اكتفا به آن در قبايل باديه‌نشين است.{

ـ الحاجي: درجه برتر از ضروري بوده و بدون آنكه در رفع نيازهاي بشر به كمال رسيده باشد، شامل سطح زندگي بخش متوسط انسان‌هاي ساكن در روستاها و شهرها مي‌گردد.

ـ الكمالي: اشاره به حيات و زندگاني تجملاتي ( لوكس ) است. به زندگاني توام با ناز و نعمت و خوشگذراني( الترف و النعيم ) اطلاق مي‌شود كه مختص به طبقه ي اشراف حاكمه است.

[13] گاه از آن به محاسن العادات نيز تعبير شده است.

[14] خبر از شبكه اطلاع رساني رسا / 28 بهمن 1384 ـ
www. RasaNews.com

[15]ابن خلدون: 2000، مقدمة ابن خلدون، ص

[16] صنائع ( صنع ) صناعة. انشاء الله در مباحث آتي مفهوم اجتماعي اين اصطلاح كه معادل انگليسي آن عبارت است از
Arts و Industres مي باشد، تشريح مي گردد.

[17] سميح دغيم: 2000، موسوعة مصطلحات العلوم الاجتماعية و السياسيه و ...، ص 65. .

[18] ترجمه هاي قرآن از مرحوم آيت الله مهدي الهي قمشه اي مي باشند.

[19] نيز ر .ك: المومنون: 33 / الأنبياء: 13 / هود: 116 / سبإ : 34 / الزخرف: 23 / المؤمنون: 64.

[20] برخي از آثار وي عبارتند از:

Toward a Psychology of Being (1968), Motivation and Personality (first edition, 1954, and second edition, 1970), and The Further Reaches of Human Nature (1971).

[21] ر.ك : عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار: 1380. قابوس نامه، ( به اهتمام و تصحيح ) غلامحسين يوسفي، تهران ( چاپ يازدهم ) شركت انتشارات علمي و فرهنگي، ص 111 الي 119. { باب بيست و سوم در برده خريدن }

[22] حسن حسن زاده آملي: 1383، دروس شرح اشارات و تنبيهات ابن سينا ( به اهتمام ) صادق حسن زاده، تهران ( چاپ اول ) ، كتابسراي اشراق، ص 75.

[23] محمد عابد الجابري: 2001، فكر ابن خلدون: العصبية و الدولة، ص 305.

[24] سميح دغيم: 2000، موسوعة مصطلحات العلوم ... ص 265.

+      وبگاه شیعه شناسی    |